داشتند می رفتند که سرِ نوشته را بنویسند، با تبرها و نهال هایشان. وقتی به سمت جنگل بسیار انبوه بسیار قدیمی می رفتند، مردی با همراهانش از آنها پرسید: دارید می روید سرنوشت را تغییر دهید؟
پاسخ دادند: نه، کسی نمی تواند سرنوشت را تغییر دهد. می رویم آن را از سر بنویسیم.
مرد به سرهای طاس آنها نگاه کرد، موهای تازه قطع شده، مثل کنده های ضخیم بریده شده از کف جنگلی قدیمی، از سرشان بیرون زده بود.
برای اینکه مرد منظورشان را بهتر متوجه شود، سَرِ نوشته را گرفتند (نوشته، سنگی کهن بود به اندازه یک سنگ قبر، که در زمان دانو احتمالن از یونان یا روم طبق افسانه به آنجا منتقل ش
برچسب:
نویسنده: لیلا دادخواه
تاريخ: پنجشنبه
28 مرداد
1400 ساعت: 7:30